
دستآوردها و خدمات معنوی حزب اسلامی افغانستان
در جواب یک طالب
نویسنده: شاپور للهی
حزب اسلامی افغانستان، به رهبری گلبدین حکمتیار، رهبر مجاهد و اندیشمند معاصر کشور، از جمله حرکتهای اصیل، فکری و جهادی در تاریخ معاصر افغانستان است که در طول نیم قرن مبارزهی مداوم و دشوار، در مسیر احیای ارزشهای اسلامی، دفاع از ایمان، عزت، استقلال ملی و بیداری امت مجاهد افغانستان، خدمات و دستاوردهایی عمیق، گسترده و ماندگار بر جای گذاشته است. این حزب نه تنها یک سازمان سیاسی صرف، بلکه مکتبی از ایمان، آگاهی و فداکاری است که بر محور شریعت اسلامی، عدالت اجتماعی و مقاومت در برابر ظلم و استبداد بنا نهاده شد. رسالت حزب اسلامی از آغاز بر پایهی ایمان و آگاهی شکل گرفت؛ حزبی برخاسته از نهضت بیداری اسلامی و میراثدار آرمانهای مقدس نهضت «جوانان مسلمان» که هدفش بازگرداندن شرافت و استقلال امت اسلامی و ساختن جامعهای بر محور عدالت، تقوا و عزت بود.
دستآوردها و خدمات معنوی حزب اسلامی، بهویژه در سه عرصهی بزرگ و مقدس جهاد، هجرت و شهادت، بر هیچ انسان آزاده و حقیقتجو پوشیده نیست. این سه فریضهی الهی، جوهر وجود این حزب را تشکیل میدهد و در طول دههها، در میدانهای نبرد، در سنگرهای علم و در میدانهای سیاست، بهصورت زنده و پویا ادامه یافته است. حزب اسلامی افغانستان در دوران مقاومت علیه اشغال شوروی، یکی از منسجمترین و مؤثرترین صفوف جهاد بود و با تقدیم دهها هزار شهید و مجاهد، در دفاع از دین، میهن و عزت ملت مسلمان افغانستان پیشتاز باقی ماند. هزاران عالم، متعلم، جوان و مبارز در دامان این حزب پرورش یافتند و از طریق این مکتب فکری و ایمانی، روح مقاومت، استقلال و غیرت اسلامی در نسلهای بعدی نیز منتقل گردید.
اما پس از پیروزی جهاد، زمانی که ملت انتظار داشت ثمرهی قربانیها در قالب نظامی اسلامی و عدالتمحور تحقق یابد، توطئههای بیرونی و رقابتهای ناسالم داخلی مانع از آن شد که حزب اسلامی بتواند اهداف مقدس خود را در فضای سالم و عادلانه به انجام برساند. قدرتهای بزرگ جهانی، در همسویی با دولتهای مداخلهگر منطقه و با حمایت از جریانهای سیاسی وابسته و مغرض، راه را بر حزب اسلامی بستند تا مبادا نظامی برخاسته از ایمان و عدالت بر پایهی ارادهی مردم شکل گیرد. با این وجود، حزب اسلامی هرگز از رسالت خود دست نکشید. در هر مرحلهی تاریخ، چه در روزهای جهاد و هجرت، چه در دوران سازندگی و بازسازی، و چه در مرحلهی سیاسی پس از جمهوریت، این حزب در کنار مردم خود باقی ماند و از آنچه در اختیار داشت، در خدمت ملت مسلمان افغانستان دریغ نورزید.
در واپسین سالهای جمهوریت و پس از توافق صلح میان حزب اسلامی و حکومت وقت، فرصتی هرچند کوتاه اما پرثمر برای خدمت و سازندگی فراهم آمد. حزب اسلامی در کمتر از چهار سال توانست مجموعهای از طرحهای بزرگ علمی، فرهنگی، آموزشی، اجتماعی و عامالمنفعه را روی دست گیرد. هدف از این طرحها، ایجاد زیرساختهای پایدار، خدمت به مردم، و پرورش نسلی مؤمن، آگاه و کارآمد بود که بتواند آیندهی کشور را بر بنیاد علم و ایمان بسازد. از جملهی مهمترین این خدمات، تأسیس پوهنتون اسلامی در ساحهی ارزانقیمت کابل بود که بهعنوان یک نهاد علمی، معیاری و معتبر پایهگذاری شد. این پوهنتون مأموریت داشت تا نسل جدیدی از جوانان مسلمان و متفکر را پرورش دهد و آنان را با علوم اسلامی، فکری و اجتماعی مجهز سازد. این نهاد به زودی توانست در میان مراکز علمی کشور جایگاه برجستهای پیدا کند و به نمادی از تفکر آگاهانه و استقلال علمی تبدیل شود.
در کنار این دانشگاه، «مسجد جامع ایمان» نیز ساخته شد؛ مرکزی که نهتنها محل عبادت و بندگی خداوند، بلکه سنگر علم، اندیشه و وحدت مسلمانان بود. در این مسجد جلسات دینی، سخنرانیهای فرهنگی، درسهای تفسیر و حدیث و گردهماییهای اجتماعی برگزار میشد و صدها تن از هموطنان مؤمن و متعلم هر روز در فضای نورانی آن گرد میآمدند. مسجد ایمان نماد پیوند میان علم و ایمان، و تجسم رسالت فکری و فرهنگی حزب اسلامی بود.
در عرصهی خدمات بهداشتی و اجتماعی، «شفاخانه ایمان» یکی از بزرگترین پروژههایی بود که حزب اسلامی افغانستان با سرمایهگذاری هنگفت و نیت صادقانه برای درمان بیماران و کمک به نیازمندان تهداب گذاشت. این شفاخانه قرار بود به یکی از مجهزترین مراکز صحی کشور مبدل گردد و در بخشهای مختلف درمانی و تخصصی، خدمات رایگان یا کمهزینه به مردم ارائه دهد. اما متأسفانه، در واپسین روزهای آمادهگی برای افتتاح رسمی، از سوی امارت طالبان متوقف گردید و بعداً بهصورت غیرقانونی مصادره شد؛ در حالیکه میتوانست امروز هزاران مریض را از رنج و درد نجات دهد و مرهمی باشد بر زخمهای ملت فقیر و رنجدیدهی افغانستان.
در کنار این دستاوردها، حزب اسلامی در عرصهی رسانه نیز گامهای مؤثری برداشت. «تلویزیون جهانی بریا» یکی از افتخارات فرهنگی این حزب بود که با هدف روشنگری، بیدارسازی و دفاع از منافع ملی و اسلامی کشور تأسیس گردید. بریا، برخلاف بسیاری از رسانههای وابسته و سیاستزده، یگانه رسانهای بود که منافع علیای کشور، وحدت ملی و ارزشهای اسلامی را اساس نشرات خود قرار داده بود. این تلویزیون شبانهروز با برنامههای متنوع اسلامی، سیاسی و اجتماعی در خدمت مردم قرار داشت و صدای روشنگری و ایمان در فضای رسانهای کشور بود. اما این رسانه نیز، همانند سایر نهادهای خدمتگذار حزب اسلامی، از سوی طالبان به دلایل ناموجه و بیاساس مسدود گردید و نشراتش متوقف شد.
اگر دیروز رژیمهای استبدادی و کمونیستیِ وابسته به شوروی، حزب اسلامی را از حق طبیعیاش در مشارکت سیاسی و خدمت به مردم محروم ساختند، و اگر در دوران دولت مجاهدین نیز در تقسیم ناعادلانهی قدرت و امتیازات، این حزب از حق مشروع خود محروم ماند، امروز پرسش اساسی این است که امارت طالبان بر اساس کدام منطق شرعی، اخلاقی و انسانی، تمام نهادهای علمی، فرهنگی و خدماتی حزب اسلامی افغانستان را تعطیل کرده است؟ در حالیکه ملت ما در سختترین شرایط تاریخی خویش به مراکز علم، آموزش، بهداشت و رفاه اجتماعی نیازمند است، چرا باید نهادهایی که با نیت خدمت و خیرخواهی ساخته شدهاند، بسته و خاموش شوند؟ چرا به جای همکاری و تقویت، با چنین مراکز مردمی و اسلامی برخورد خصمانه میشود؟
تاریخ گواه است که حزب اسلامی افغانستان، با وجود همهی محرومیتها، تبعیضها و موانع سیاسی، هیچگاه از رسالت ایمانی و خدمتگذارانهی خود دست نکشیده است. این حزب در تمام مراحل تاریخ، چه در روزهای نبرد و چه در زمان صلح، در کنار ملت مسلمان و مجاهد افغانستان ایستاده و با همهی محدودیتها، تلاش کرده است تا چراغ ایمان، علم و عدالت را در تاریکترین روزهای کشور فروزان نگه دارد. حزب اسلامی باور دارد که قدرت و سیاست اگر از ایمان، عدالت و خدمت تهی باشد، بهسان کالبدی بیروح است؛ و تنها جامعهای که بر پایهی ایمان و آگاهی استوار باشد، میتواند آزاد، آباد و سرافراز گردد.
بدون شک، روزی فرا خواهد رسید که تاریخ با عدالت و صداقت، نقش واقعی حزب اسلامی و رهبر آن، گلبدین حکمتیار را در دفاع از ایمان، استقلال و شرافت این ملت بازگو کند. آن روز، حقیقت آشکار خواهد ساخت که حزب اسلامی، نه برای جاه و مقام، بلکه برای رضای خداوند و سربلندی ملت مسلمان افغانستان قیام کرد و با وجود همهی محرومیتها، رسالت خود را در راه ایمان، علم، جهاد و خدمت ادامه داد.



