سلایدرسیاسیمطالب مهم

ترامپ و تهدید به تصاحب بگرام – قسمت اول

 

ترامپ و تهدید به تصاحب بگرام

‏موضع مبهم طالبان

و رفتار ناپسند با حزب اسلامی افغانستان!!!

 

قسمت: اول

نویسنده: مولوی عبدالله سلیم

ترجمه: مسجدی

 

چنان‌که پیداست، ترامپ در موضوع به‌دست آوردن دوباره میدان هوایی بگرام مصمم و جدی است؛ تهدیدهایش نه لاف‌اند و نه شوخی؛ قبلاً آمده بودند دوباره همی میتوانند بیایند، امریکا در (۷ اکتوبر ۲۰۰۱)  مصادف با ۱۵ میزان ۱۳۸۰) همراه با متحدانش بر افغانستان یورش نظامی آورد، البته با بعضی تفاوت‌ها، دفعهٔ قبل تمام همسایه‌های ما به شمول ایران و پاکستان، روسیه و کشورهای عربی و شمار زیادی دیگر از آنان حمایت می‌کردند؛ اما این بار مسکو، تهران و بیجنگ با جدیت مخالفت می‌کنند.  دفعه قبل به کمک آنان نیاز داشت، اما اکنون خود را از کمک آن‌ها بی‌نیاز می‌داند؛ زیرا در آن هنگام جنگجویان اجرتی و کرایی افغان‌شان گروه های طرفدار مسکو و طرفدار تهران بودند، نیروهای غرب‌گرا و سیکولاری را در اختیار نداشت که جایگزین که این عساکر اجرتی شوند، اما اکنون در جریان اشغال بیست ساله ده‌ها و صدها هزار نیروی اجرتی و کرایی را پرورش نموده و آنها را بیست سال را در بخش‌های مختلف علیه ملت مسلمان افغانستان استعمال نمود و جنگاند و در نهایت آنان را با خود انتقال داد، برای روزی که دوباره آنان را مورد استفاده قرار دهد و بجنگاند. امریکا و کشورهای عضو ناتو هر یک ده‌ها هزار نیروی نظامی، امنیتی و استخباراتی را پرورش نمودند، آزمودند و مورد استفاده قرار داند؛ و اکنون برای تصرف و نگهداری میدان هوایی بگرام از همان‌ها استفاده خواهد شد.

طالبان چه می‌توانند بکنند؟

طالبان به‌طور گسترده تقسیم و متفرق شده‌اند؛ اختلافات داخلی‌شان بسیار وسیع و عمیق است؛ هم دربارهٔ میدان هوایی بگرام و هم در مورد تعامل با امریکا و هم در باب حاکمیت قبیله‌ای و سلطهٔ یک قوم، و نیز در مورد  سیاست‌ها و پالیسی های داخلی و خارجی، هند و پاکستان، سعودی و ایران، روسیه، چین و در برابر آنان امریکا، هر یک طرف‌داران خود را در صفوف طالبان دارند و به آنان کمک می‌کنند، از ادعای ترامپ برمی‌آید که دست‌کم یک بخشی از طالبان در مورد بگرام راهکار معامله و داد و بده را برگزیده اند؛ می‌خواهند بگرام را تسلیم دهند، مشروط بر این‌که آن‌ها در قدرت باقی بمانند. کسانی که گمان می‌کنند طالبان توان یا ارادهٔ مقاومت دارند، سخت در اشتباه‌اند. طالبان دفعهٔ گذشته نتوانستند پنج هفته مقاومت کنند؛ حملهٔ امریکا بر افغانستان در ۷ اکتوبر ۲۰۰۱ آغاز شد؛ طالبان در ۱۳ نومبر (۳۵ روز بعد) کابل را ترک کردند و جنگجویان ائتلاف شمال وارد شدند؛ کندهار را نیز در ۱۷ دسامبر (۳۴ روز بعد) واگذار کردند و سپس رسماً به حکومت امریکایی کابل تسلیم دادند. این در حالی بود که بیش از سی هزار جنگجوی غیرافغان در کنارشان می‌جنگیدند. مولانا فضل‌الرحمن در خطاب به اردوی پاکستان گفت: چرا سی هزار جوان پاکستانی را برای جنگ به افغانستان فرستاده بودید؟ منظور او طالبان پاکستانی بود که در مدارس پاکستان درس میخواندند، و به هدف جنگیدن در کنار طالبان افغان ابتدا آموزش نظامی می‌دیدند و سپس برای جنگ به افغانستان فرستاده می‌شدند. آن‌گاه که بیش از پانزده هزار جنگجوی طالب در شمال کشور تسلیم شدند و ملیشه‌های گلم‌جمِ دوستم به امر رامز فیلد، وزیر دفاع وقتامریکا آنانرا به‌طرز وحشیانه‌ای به قتل رساندند؛ برخی از آن‌ها همان طالبان پاکستانی بودند.

اگر طالبان واقعاً ارادهٔ دفاع داشتند، بی‌گمان چند اقدام مهم و بنیادی را انجام می‌دادند:

أ:  ایجاد اجماع ملی و آماده ساختن تمام ملت به‌ویژه آنانی‌که به اسلام متعهد اند و تاریخ مقاومت و ارادهٔ مبارزه در برابر اشغالگران را دارند، برای یک تصمیم واحد و سرنوشت ساز.

ب:  روابط ازهم پاشیده خود و ملت را بازسازی میکرد، از مالیات، کمیشن‌ها و تکس های کمرشکن و ناجایز دست برمیداشت،شورای وزین و ممثل اراده ملت را تشکیل می‌داد، حکومت یک گروه، قبیلوی و قومی را به چنان حکومت ملت‌شمولی تبدیل می کرد که برای همه ملت قابل قبول می‌بود، حکومتی که از حمایت ملت برخوردار نباشد، هرگز نمی‌تواند در برابر متجاوزان خارجی مقاومت کند.

ج:  طالبان تانک و تجهیزات امریکایی را در میدان هوایی بگرام جمع‌آوری کرده اند در حالیکه امریکا اراده استرداد آنر دارد، و در کنار آن تعدادی از جنگجویان خود را نیز در آنجا مستقر ساخته اند، و این کار از نظر هرکسی که تجربه نظامی داشته باشد یک اقدام کاملاً خطا و فاجعه‌بار است، در بگرام حتی یک ساعت هم نمی‌توان مقاومت کنند. تجربه‌های سه و نیم دهه جهاد علیه شوروی و امریکا نشان داده است که آنان را با جنگ‌های چریکی شکست دادیم، نه از طریق جنگ‌های رو در رو و حمله بر مراکز آنان، کسی‌که در گذشته یک ولسوالی کوچک یا حتی یک پوسته امنیتی را با جنگ رو در رو تصرف نکرده و اگر گاهی‌هم تصرف کرده باشد بیش از سه روز آن را حفظ نتوانسته‌ است، چرا و چگونه بار دیگر این راهکار اشتباه نظامی را دوباره در پیش می گیرد؟  گردآوردن تجهیزات نظامی و جنگجویان در میدان هوایی بگرام به نفع اشغالگران است، نه به زیان آنان. کشورهای ثروتمند و قدرتمند که سیستم‌های فعال و مجهز دفاع هوایی دارند، آنهایی که بخوبی می‌توانند با دشمن خود مقابله کنند؛ طیاره‌ها و سیستم‌های دفاعی خود را از دید دشمن پنهان می‌کنند و حسب تقاضاء ستر و اخفا عمل می‌کنند؛ اما متأسفانه اینها تانک‌ها و جنگجویان را درست در نقطه‌ای تجمع داده اند که هدف اصلی دشمن است!!

د:  امارت پیش از رویارویی و دفاع علیه امریکا به تصفیه گسترده در صفوف خود نیاز دارد. ترامپ می‌گوید که مذاکراتی دربارهٔ سپردن میدان هوایی بگرام جریان دارد و آنان در ازای آن از ما خواسته‌هایی دارند!! این‌ها کدام طالبان‌اند و از امریکا چه می‌خواهند؟ خواسته‌های شخصی است یا ملی؟ چرا موضوعات مهم ملی از ملت پنهان است؟ هیأتی که برای مذاکرات به دوحه فرستاده شده بود، چرا اجازه دادید که تمامی هزینه‌ها و معاشات آن توسط امریکا پرداخت شود؛ هر ماه ده میلیون دالر، نزدیک به چهار سال، از ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۱؟!   هیأت بزرگی که همراه خانواده‌های‌شان در دوحه اقامت داشتند، هزینه‌هایش را امریکا پرداخت می‌کرد، و گزارش‌های قطعی حاکی است که این مصارف و معاشات تا هنوز هم پرداخت می‌شود. آنان چه معامله‌ای انجام داده‌اند و چه شروطی را از امریکا نه پذیرفته‌اند؟! شما به مردم در کابل می‌گوئید: ما امریکا را شکست دادیم، افغانستان را فتح کردیم، اما نماینده امارت در دوحه در پاسخ به این سوال خبرنگار سی‌ان‌ان: آیا شما واقعا به این باور اید که طالبان امریکا را شکست داده است؟ گفت: نه،نه ما راه مذاکره را انتخاب کردیم و از این طریق به وضعیتی رسیدیم که برای هر دو طرف پیروزی بود. از یکی دیگر اینها خبرنگار پرسید: آیا طالبان با هیچ کشوری مشکل ندارند، حتی با اسرائیل؟  پاسخ طالب این بود:  ما با اسرائیل چه مشکلی داریم؟ ما با هیچ کشوری مشکل نداریم!  آیا این پاسخ‌ها سیاست‌های امارت را تمثیل میکند و یا روابط و تعهدات پنهانی با امریکا را آشکار می سازد؟ هر افغان و هر مسلمان با اسرائیل و امریکا مشکلات فراوان دارد؛ اسرائیل با یاری امریکا قبله نخست ما را اشغال کرده است، دشمن محارب است، برادران و خواهران فلسطینی ما را بی‌رحمانه به شهادت رسانده،  الله تعالی در قرآن‌کریم یهودی‌ها را از سرسخت‌ترین دشمنان مؤمنان شمرده است،امریکا به ما بدهکار است؛ بیش از یک میلیون افغان را کشته، کشور ما را ویران کرده، بیست سال افغانستان را بمباران کرده، سال‌هاست که نه میلیارد دالر افغانستان را در بانک‌های خود مسدود کرده، به مخالفان مسلح افغانستان پناه داده، آسمان ما تحت کنترول امریکا است، طیاره‌های بدون‌سرنشینش بر شهرهای ما می‌چرخند، و اکنون میدان هوایی بگرام را نیز می‌طلبد و آنرا به زور می خواهد، یک مأمور متقاعد امریکایی می گوید: می‌خواستم رئیس‌جمهور افغانستان شوم، … شما بگویید: آن مقامات طالب که می گویند: ما با امریکا و اسرائیل مشکل نداریم، نماینده چه کسی استند؛ سیاست‌ها و منافع امریکا یا ملت مسلمان افغانستان؟ سیاست خارجی امارت را چه کسی نمایندگی می‌کند؟ مسئول دفتر سیاسی امارت در دوحه و یک معین در وزارت خارجه، یا مرجع دیگری؟ چرا یک روز بخاطر ارضاء امریکا و سعودی، ایران را دشمن می‌خوانند و بیشتر از ده دیپلومات را در مزار بدون موجب را به قتل می رسانند، و روز دیگر همان ایران چنان دوست نزدیک و معتمد می‌شود که در خریطه های زرد به کندهار دالر می‌فرستد و گفته می‌شود که برای شان در کندهار تونل‌های زیرزمینی شبیه غزه ساخته می شود؟ اخیراً رئیس هیأت امریکایی در مذاکرات این موضوع را برای رسانه ها فاش ساخت: یک‌زمانی می‌خواستم رئیس‌جمهور افغانستان شوم، اما ازاین تصمیم منصرف شدم!! این سخن شرمناک و توهین‌آمیز به افغان‌ها چه معنایی دارد؟ باور دارم که این طمع او از رفتار و تنازلات هیأت شما منشاء می گیرد؛ بعضی از اعضای هیأت برایش گفته‌اند: شاید تو را به‌عنوان رئیس‌جمهور بپذیریم. امروز که این شخص به مخالف همه گروه‌ها و تنظیم های جهادی و به مدافع سرسخت طالبان تبدیل شده؛ دلیل آن همین است،و منشأ سخنان ترامپ درباره بازپس‌گیری میدان هوایی بگرام نیز مذاکرات دوحه و توافقات پنهانی آن است. این آقا درست می‌گوید: در توافق دوحه بر تشکیل حکومتی موقت توافق شده بود که رئیس‌جمهور آن نه وابسته به طالبان باشد و نه به مخالفان آن‌ها؛ اگر آن پیمان ننگین و خائنانه فسخ نشده بود، یقیناً همین آقا نامزد رهبری حکومت موقت می‌بود. آیا امیر المؤمنین طالبان از این معامله آگاه است؟ آیا اکنون سرش روشن شده و فهمیده هیأت چگونه بر سر او و بر سر کل افغانستان با امریکا معامله کرده است؟ اگر آگاه بود، امروز اجازه ورود این نامزد ریاست جمهوری را به افغانستان نمی‌داد و بخاطر او زندانیان امریکایی را آزاد نمی‌کرد.

هـ:  آیا بررسی کرده‌اید که اگر امریکا دوباره به افغانستان بیاید، چه درصدی از افغانان در کنار شما خواهند ایستاد یا مناطق و خانه‌های‌شان به شما پناه خواهند داد؟ اگر مطبوعات آزاد می بود و آزادی بیان وجود داشت، اختناق، سانسور، توقیف منابر، دولتی کردن وعاظ مزدبگیر و سپردن منبرها به آن‌ها نبود، برایتان روشن می‌شد که چه درصدی از ملت مسلمان افغانستان از شما، نظام و تصرفات آن راضی‌اند و چقدر می توانید روی حمایت آنان حساب کنید، شما امروز تنها بر سخنان چند چاپلوس و ستایش‌گر ذلیل و اجاره‌ای تکیه دارید.  بسیاری از دولت‌ها به همین سبب سقوط کرده‌اند که  خلأ عمیق میان ملت و حاکمان ایجاد شده و صدای ملت به حاکمان نرسیده است.

چند روز قبل کسی به‌من گفت چند نفر کندهاری به کابل آمده بودند، از آن‌ها پرسیدم: وضعیت کندهار چگونه است؟ چند فیصد از مردم کندهار از وضعیت فعلی و زمامداری کندهاری‌ها راضی‌اند؟ با قسم و جدیت پاسخ داد: اگر زیاد باشند در هر ده هزار نفر یک است! درست گفته است؛ افغان‌های شریف و سربلند چگونه از این نظام دفاع خواهند کرد که خانه‌های‌شان را بار بار تلاشی می کنند و سلاح‌های شان را که از قوای شوروی غنیمت گرفته بودند و توسط آن در برابر دو اشغالگر جهاد کردند، به زور می گیرند؟!

 

ادامه دارد …

موضوعات مشابه

Back to top button