
واكنش مجددى و ربانى در برابر پيروزى هاى ديپلماتيك
نام کتاب: دسایس پنهان چهره های عریان
نویسنده: محترم انجنیر حکمتیار، رهبر مجاهد حزب اسلامی افغانستان
قسمت: ۹
ربانى از روز اول تشكيل حكومت مؤقت مجاهدين، خاطره خوبى از آن نداشت، زيرا او وگيلانى، درشوراى مشورتى، كمتر از همه رأى بدست آورده و پست هاى غير مهم را در حكومت نصيب شدند، او هرلحظه در انتظار انحلال حكومت بود. همچنين براى مجددى فعاليت هاى جدى وزارت خارجه و موفقيت هاى مهم آن قابل تحمل نبود. هردوىآنها به سفارت هاى امريكا، سعودى و سازمان (آى ، اس، آى) شكايت كردند و حوصله مجددى بحدى تنگ آمد كه مسأله را به اخبارها كشاند، مسعود در شمال با تعداد زيادى از جبهات حزب اسلامى درگير شد، هر چند سلسله اين جنگها از قبل و پس از امضاى اوربند علنى و معاهده همكارى مخفى او با روسها در سال1982 آغاز شده بود كه در اين ضمن مىتوان از جنگهاى اشكمش، اندراب، لرخواب، كشم، تالقان، فرخار، گلبهار، بولغين، كوهستان و سمنگان نام برد كه طىآن قوماندانان بزرگ حزب اسلامى مانند انجنير سليم، انجنير عبدالوهاب، قاضى جاويد، عبدالحى شيدا، ابراهيم بت شكن، سيدناصر، مولوى عبدالوهاب، محمدعبدالله، ملاحسن وغيره در حالى توسط شوراى نظار به شهادت رسيده اند كه يا به مذاكره دعوت شده، در مسير راه مورد حمله قرار گرفته اند و يا پس از امضاى معاهده طىكمين هاى ناجوانمردانه به شهادت رسيده اند. ضمن همين جنگها، در دوران حكومت مؤقت، در اثر درگيرى با سيدجمال وليد، فرمانده حزب اسلامى در تالقان، چند نفر از قوماندانان جمعيتى مخالف مسعود بقتل رسيدند. به مجرديكه از اسيرشدن قوماندانان مذكور توسط سيدجمال وليد اطلاع يافتم، بطور عاجل به سيد وليد و سائر قوماندانان هدايت داديم كه اسراى مذكور هرچه زودتر رها شوند، مگر بعد تر دريافتيم كه ايشان به قتل رسيده اند. ما اين حادثه را ضمن صدور اعلاميه رسمى محكوم كرديم و تأثرهاى عميق خويش را نسبت بروز اين واقعه به رسم غمشريكى به خانواده هاى شهداء و دفتر جمعيت اسلامى ابراز داشتيم. مگر ربانى و مجددى به بهانه اين حادثه بر خلاف ما تبليغات شديدى را آغاز نمودند و چنان وانمود كردند كه گويا اين كار به هدايت من انجام شده است. از سوى ديگر، جمعيت تمام قوتهاى خود را درشمال جمع نموده و عمليات وسيعى را عليه جبهه سيدجمال وليد و سائر قوماندانان حزب در تخار آغاز كرد، در اين ضمن سيدجمال با تعداد زيادى از اقارب وهمسنگرانش گرفتار و بعدا” همه اعدام شدند. جريان اعدام آنان از طريق راديو بى بى سى و صداى امريكا به شكل احساسات بر انگيز انعكاس يافت به نحوى كه كليه اعضاى حزب اسلامى را به گرفتن انتقام تحريض ميكرد. درنتيجه تمام راههاى اكمالاتى جمعيت كه از ساحات حزب اسلامى عبور مىكرد، مسدود گرديد. سعى ما برآن بود كه از تشديد تشنج جلوگيرى شود و نگذاريم كه دشمن از اين حالت بهره بردارى كند. اين حوادث امكان كار مشترك در حكومت مؤقت را از ميان برد و ما مجبور شديم كه عضويت خويش دركابينه حكومت مؤقت را بحال تعليق درآريم. اساسا”حكومت مؤقت افاديت خود را از دست داده بود و مضار آن براى جهاد بيش از مفاد آن بود. در داخل حكومت، تنظيمها امور خود را بطور مستقل پيش مى بردند. حكومت نه از مشكلات مجاهدين و مهاجرين كاست و نه توقعات شانرا برآورده ساخت. امريكائى ها از يكسو عليه حكومت شديداً تبليغات داشتند و سعى مىكردند تا بر اين ادعاى خود گواه بگيرند كه مجاهدين اهليت حكومت كردن را ندارند و از سوى ديگر در داخل افغانستان به ساختن شورى هاى قوماندانان و متنفذين قومى و … دست يازيدند كه جلسه چترال يكى از نمونه هاى آن بود، مى خواستند از اين طريق قوماندانان دلخواه خود را بطور مستقل اكمال و توجيه كنند، آنها را عليه حكومت مؤقت تحريك و بزبان آنها عليه آن تبليغات مىكردند.
ادامه دارد …
اداره ناشر: نهضت
www.nuhzat.com



