
معاهده جبل السراج
نام کتاب: دسایس پنهان چهره های عریان
نویسنده: محترم انجنیر حکمتیار، رهبر مجاهد حزب اسلامی افغانستان
قسمت: ۲۲
تجربه مزارشريف از نظر جنرال نبى عظيمى و رفقايش يك تجربه كامياب بود، تجربه ائتلاف، ائتلافىكه همه چيز را به كمونست ها سپرده، اختيارات، وسائل، اعتبار در ملت و … و رفقاى جهادى در ائتلاف فقط افتخار فتح يك شهر بزرگ را كمائى كردند، افتخاری كه روز پنجم هركس به حقيقت آن پى برد، اين تجربه كامياب بايد در كابل نيز تكرار مى شد. جنرال نبى عظيمى حق داشت در كميته مركزى با اين نظر نجيب كه قدرت به حكومت مؤقت انتقال يابد، مخالفت نمايد و با كمال اطمينان بگويد: مطابق تجربه مزار شريف تشكيل حكومت ائتلافى راه حل بحران است. انگيزه عمده در عقب معاهده جبل السراج همين مسأله بود. براى نيل به اين هدف، جلسه اى در جبل السراج منعقد شد، در اين جلسه دوستم، مسعود، سيدمنصور نادرى، هيئت حزب وحدت و هيئت ببرك كارمل اشتراك داشتند و روى نكات آتى توافق بعمل آمد:
1: پايان دادن به زمامدارى نجيب.
2: تشكيل شوراى بيست نفرى اى كه رئيس آن مسعود، معاون آن نادرى و طرف هاى شامل در ائتلاف بر اساس تساوى درآن عضويت داشته باشند.
3: صدر اعظم حكومت آينده عبدالعلى مزارى، وزير دفاع جنرال دوستم و وزير خارجه وكيل بوده، تمام قطعات اردو بحال خود باقى مى مانند.
4: نخست در شمال، اداره هاى مشترك تشكيل گردد، سپس در كابل اقدام نهائى صورت گيرد.
5: تعدادى از گروپ هاى مسلح شوراى نظار و حزب وحدت بايد در كنار قطعات دوستم و در جامه آنها در كابل جابجا شوند. در پايان شركاى جلسه مجددا” دست يكديگر را فشردند وبه استوارى خويش به وعده ها تأكيد ورزيده، به يكديگر اطمينان دادند.
براى پى بردن به حقايق پشت پرده حوادث اين مرحله، شايد جريان گفتگو ميان من و مسعود كه در موتر بنده و در جريان سفر به سروبى (مورخ 31 سنبله 1375) صورت گرفت شما را كمك كند و روى مسايل زيادى روشنى بيندازد:
من به مسعود گفتم: در يك زمان، جنگ در دو جبهه، براى ما نه مفيد است و نه ممكن، بايد با يكطرف حتما” كنار بيائيم.
مسعود: دوستم آدم خود غرض و بى اعتبار است.
گفتم: با ما تاحال به وعده هايش عمل كرده است.
مسعود: در باره يك جريان خاص معلومات مى دهم تا ثابت شود كه دوستم تا چه حد انسان غير قابل اعتماد است.
قبل از اقدام مشترك در شمال، وى با ما توافق كرد كه افراد شوراى نظار را در مراكز ولايات شمال جابجا و ادارات مشترك مى سازيم. پس از اقدام، من به قوماندانان بدخشان گفتم كه با قوماندان جنرال دوستم كه نامش را فراموش كرده ام، تماس بگيريد، برايش گفتم: جنرال همايون فوزى؟ مسعود: بلى همايون فوزى، مگر وقتيكه قوماندان ما با وى تماس گرفت، پاسخ داد كه تا اكنون در اين مورد هدايت خاصى بما داده نشده است. با دوستم ذريعه مخابره صحبت نمودم، او بمن اطمينان داد كه همين حالا به فوزى هدايت ميدهم. ليكن شبكه كشف مخابره، بمن اطلاع داد كه دوستم به فوزى هدايت داد كه قوماندان شوراى نظار را مصروف نگهداريد، استحكامات خود را بگيريد و به هيچكس اجازه ندهيد كه به شهر فيض آباد داخل شود. همچنان، دوستم، در هنگام شدت گرفتن اختلافش با جمعه احك با ما تعهد كرد كه مشتركا” دست بكار شويم، مگر وقتيكه نجيب، جمعه احك را از مزار شريف فراخواند، رابطه اش با ما قطع گرديد. پس از گرفتن مزار، بارديگر با رژيم كابل مصالحه كرد و تحت رياست جنرال نبى عظيمى هيئتى از كابل به مزار شريف آمد و علم مبارك سخى بدست همين هيئت بالاشد”.
در جريان صحبت هاى همين سفر در يك قسمت ديگر او خواست كه در حادثه سقوط كابل نقش خود را چنين توضيح و توجيه نمايد: وى گفت: پيش از سقوط نجيب، رجوع افسران اردو به ما به حدى بالا رفت كه من غير از جنرالان با افسران پائين رتبه نمى ديدم. من از وى پرسيدم، مثل كى؟ او بر حافظه خود فشار آورد و پس از اندكى مكث نام جنرال عيسى خان قوماندان فرقه 10 و سه قوماندان ديگر را بر شمرد. من برايش گفتم: باور كن كه اين جنرالان مدت ها قبل و پيش از آنكه با شما تماس بگيرند، با ما درتماس شدند و تا زمان سقوط نجيب با ما ارتباط داشتند، مگر ما بخوبى ميدانستيم كه آنها هواخواهان ببرك اند و به نفع او ميخواهند كارى بكنند. ببرك به همين خاطر بطور غير منتظره از مسكو به كابل برگشت. مسعود نا آگاهانه به مسأله اعتراف كرد كه گمان نمىكنم به كسى ديگرى آنرا افشا كرده باشد. گفت: در اخير من هم به اين موضوع متوجه شده بودم، بهمين خاطر زمانيكه جنرال دوستم و يكتعداد جنرالان ديگر و بعضى قوماندانان جهادى بدون اطلاع قبلى به قرارگاه من به پروان آمدند، در ديدارى كه با آنها داشتم گفتم: در اين جلسه بايد جمعا” اين فيصله را بكنيم كه ببرك يك خائن ملى است، همه سرهاى شان را پائين انداخته و هيچكسى چيزى به زبان نياورد، در اخير يك قوماندان شما انجنير مهدى گفت: آمرصاحب! اكنون وقت اين حرف ها نيست، خيلى مسائل مهم قومى را پيش رو داريم، حالا وقت تعيين حقوق مليت هاست، اين مسأله را بايد پيش از هرچيز ديگرى مدنظر بگيريم !!”
ادامه دارد …
اداره ناشر: نهضت
www.nuhzat.com



