سلایدرمطالب مهمنوشته ها

بررسی روان‌شناسانه ازجنایاتِ امریکا

 

 

بررسی روان‌شناسانه ازجنایاتِ امریکا

 

نویسنده: عبدالخالق صارم

قسمت: دوم

 

تاریخ امریکای سادیست، با خون و کشتار، گره خورده است

سادیسم یک نوع بیماری و اختلال روانی است که فرد بیمار از اذیت، درد، تحقیر، رنج دادن، خشونت و کشتنِ دیگران، احساس لذت می کند و این بيمارى روانی در نزد امريکائى ها از نخستين روز هاى شکل گيرى اين کشور جنايتکار، هسته گذارى شده است و تحقیقات بر روی قاتلان زنجیره‌ای که در رسانه‌های آمریکا بازتاب گسترده‌ای دارند، نشان می‌دهد که عواملی مانند عدم حس همدلی، ناتوانی در کنترل تکانه‌های آنی و اختلالات روانی ریشه‌دار، یکی از دلایل اصلی لذت بردن آمریکایی ها از کشتار است.

از تأسیس این ماشین کشتار به نام امریکا 250 سال می گذرد که این ماشین کشتار و این سیستم ضد بشر، 234 سالِ آن را در قتل، آدم کشی، خون ریزی، وعده خلافی، دروغ گویی، جنایت و اشغالگری، سپری نموده است و حتی قبل از اعلان تأسیس امریکا، کريستف کلمب يهودى و همراهانش، باشندگان اصلى آن سرزمین را که بعد ها آمريکا نامیده شد، همه را با اشکال فجيع و هول انگيز و مطابق با روحيه يهودى، قتل عام نمودند، که با اين جنايت نا بخشودنى، خاک، گل وسنگ تهدابِ آمریکا اين کشور تروريست را، خون، لاشه وجمجه انسان هاى مظلوم شکل داد.

بعد از آن يهوديان افتخارى پيوريتانها که از انگلستان سرازير شدند، مذهب افراطى و بينادگراى صهيونيزم+مسيحى رابا استفاده از متون تحريف شده کتاب هاى جعلى تورات و تلمود، اساس گذاشتند، اين مذهب تندرو، حکومت جهانى يهود را پيشنهاد نمودند که تا امروز از این حکومت جهانی یهود، به شکل مرموزى به عنوان (نظم نوين جهانى) و يا (جهانى شدن) نام برده ميشود، مذهب صهيونيزم + مسيحى که همه سياست مداران امريکا پيرو همين مذهب هستند، به اين نظر هستند که هر کى حکومت جهانى يهود را نمى پذيرد، بايد شکار گردد و کره زمين از وجود شان تصفيه گردد.

فرهنگ امریکا

ریشه‌های تاریخی خونین امریکا در استعمار، اشغالگری، جنگ با بومیان و جنگ‌های داخلی، فرهنگی را شکل داده که در آن استفاده از نیروی نظامی، کشتار، اشغالگری، چپاولگری، کشتار زنان و کودکان، به عنوان نمادی از آزادی، دفاع از حقوق بشر، دفاع از حقوق زنان و حقوق کودکان، شناخته می‌شود و در داخل امریکا این نماد ازعقب ماند‌گی، ارتجاع، وحشی‌گری و تروریزم نیز، طوریکه گفتم، هیچ کس احساس امنیت نمی کند، در آن جا، همگی حتی کشیش کلیسا، رئیس جمهور، وکیل پارلمان، نخست وزیر، کارگردان، تهیه کننده، بازیگر، مجری، معلم، آواز خوان، پلیس، کارگر، کارفرما، داکتر، شاروال، شاگرد مکتب، محصل پوهنتون، دکاندار، راننده، استاد، انجنیر، وکیل مدافع، صاحب رستورانت، قاضی، سارنوال، هنرمند، رقاصه و… فرقی نمی کند، در هر بخشی از این جامعه آشفته، هر کس به خود حق دریدن انسانیت را با وحشی ترین و مخوف ترین شکل ممکن می دهد!

ادامه دارد

موضوعات مشابه

Back to top button