تاریخیسلایدرسیاسیمطالب مهمنوشته ها

دسایس پنهان چهره های عریان – قسمت ۵

از خروج قوای شوروی تا سقوط حکومت ائتلافی

 

 

پیام های مسکو 

 

نام کتاب: دسایس پنهان چهره های عریان

نویسنده: محترم انجنیر حکمتیار، رهبر مجاهد حزب اسلامی افغانستان

قسمت: ۵


مقامات كرملن در اين مرحله ذريعه هيئت هاى خود و از طرق ديگرى بما پيغام هاى متعددى فرستادند، بارى گرباچف رئيس جمهور شوروى مشاور خاص و مورد اعتماد خود را غرض گشايش باب مذاكره با مجاهدين و رساندن پيغام رسمى بما به پاكستان فرستاد. موصوف در دفتر حزب اسلامى در اسلام آباد با من ملاقات كرد، خلاصه گفتگوى ميان ما قرار ذيل بود:

1ـ گرباچف تصميم جدى گرفته تا قواى شوروى را از افغانستان خارج سازد، از اين ناحيه به شما اطمينان ميدهيم در اين مورد هيچ شك و شبهه اى نداشته باشيد.

2ـ اسراى جنگى روسى را بما بسپاريد، زيرا اين كار موقف گرباچف را در برابر حلقاتىكه طرفدار ابقاى قواى شوروى در افغانستان اند، تقويت مى بخشد.

3ـ بايست با حزب وطن كه در ساختار فكرى آن تغييرات بنيادى آمده و خط مشىكمونستى سابقه اش را ترك كرده، حكومت ائتلافى تشكيل بدهيد، ما حاضريم در اين رابطه ميان شما وساطت كنيم.

4ـ اگر حزب وطن در قدرت سهيم نباشد چگونه مىتوانيم حيات اعضاى اين حزب را تضمين نمائيم ؟

5ـ شوروى توان پناه دادن به تمام اعضاى حزب وطن و تعداد زياد طرفداران رژيم نجيب را ندارد، ايشان بايد با اطمينان از آينده خويش در كشور خود شان باقى بمانند.

6ـ آيا مسكو پس از اخراج قواى شوروى روى دوام دوستى عنعنوى خود با افغانستان حساب كرده ميتواند؟

7ـ آيا با خروج قواى شوروى، افغانستان به پايگاه ضد شوروى مبدل نخواهد شد؟

8 ـ نامبرده خيلى علاقمند بود تا بداند كه آيا تعلقات دوستانه كابل ـ مسكو بالخصوص در ارتباط به فروش اسلحه كمافى السابق ادامه خواهد يافت ؟

وقتيكه من به سخنانم آغاز كردم، وى به اين بهانه خود را بمن نزديك كرد كه گويا پرده گوشش در كدام جنگ صدمه ديده واز فاصله دورتر حرف ها را بخوبى نمى شنود.

خلاصه جواب هاى من به وى چنين بود:

1ـ خروج قواى شوروى بيش از همه به نفع خودشماست.

2ـ براى ترتيب تقسيم الاوقات خروج قطعات شوروى و جستجوى راه حل بحران افغانستان شما بايد با مجاهدين وارد مذاكره شويد، نه با طرف هاى كه آنها از مجاهدين نمايندگى كرده نمىتوانند.

3ـ تشكيل حكومت ائتلافى با حزب وطن نه ممكن است و نه راه حل عملى قضيه. كسيكه به شما از امكان چنين ائتلافى اطمينان مى دهد، انتباه او از شرايط و اوضاع عينى و ذهنى حاكم بر جامعه افغانستان واهى و بى بنياد است.

4ـ ما بخاطر اطمينان هواداران رژيم نجيب، فرمان عفو عمومى را اعلان نموده ايم، اعضاى حزب وطن مىتوانند از همين فرمان استفاده نمايند، براى آنها همين امتياز كافى است، حاضريم به اين ارتباط تفاهم صورت گيرد.

5ـ به شما صد در صد اطمينان ميدهيم كه افغانستان به پايگاه نظامى امريكا عليه شما تبديل نخواهد شد.

6ـ چگونگى روابط آينده شوروى در افغانستان به موقف و پاليسى مسكو منوط مى شود. اگر مسكو درسياست توسعه طلبانه سابق خود تجديد نظر كند، اشتباهات گذشته خود را جبران نمايد، به عوض يك گروه خاص با كافه ملت افغان دوستى كند، در اينصورت مسكو مىتواند بر دوستى خود با افغانستان حساب نمايد.

7ـ تجديد ساختار ماشين كهنه جنگى افغانستان و تجهيز اردو با اسلحه جديد آنهم در كوتاه مدت براى كشور جنگزده و فقير ما ناممكن خواهد بود.

8ـ در مورد رهايى اسيران جنگى شوروى تصميم خود را پس از مشوره به اطلاع شما ميرسانيم.

9ـ يگانه راه عملى حل بحران افغانستان اينست كه قدرت بيك حكومت مؤقت غيرائتلافى انتقال يابد كه اعضاى كابينه آن حكومت از شخصيت هاى ثالث غير متنازع فيها باشد و متعاقب آن انتخابات برگزار شود.

انسحاب

سرانجام خروج قواى روسى آغاز گرديد، قطعات پراگنده شوروى به كابل و سائر مراكز در نقاط معينى تجمع كرده و پس ازآن در قافله هاى بزرگ و طويل به استقامت حيرتان در شمال سوق گرديدند. قواى در حال خروج روسى، مراكز مجاهدين مستقر در دو طرف شاهراه كابل ـ حيرتان را بطور مسلسل و بيرحمانه زير آتش گرفته و شديدا” بمبارد مى نمودند، مگر با وجود آن مجاهدين قافله هاى مذكور را آرام نگذاشته و مورد حملات پيهم خويش قرار ميدادند. اين حالت به هر سرباز روسى كه به كشور خود برمى گشت در باره چگونگى پايان نبرد، عوامل انسحاب قواى روسى و احساس ملت افغان نسبت به آنها تصوير جامعى ارائه مى كرد و به آنها اين حقيقت را حالى ميكرد كه آيا پيام ملت افغان به اولياء و زمامداران شان، با پاشيدن شيرينى و انداختن دسته هاى گل به سر و گردن افسران روسى و تانك هاى شان در كابل تمثيل گرديد و يا با آتش مرمى هاى مجاهدين كه در دو طرف راه خروج قوافل آنها تعبيه گرديده بود و با انداخت هاى خود آنانرا بدرقه مىكردند؟! شايد در نتيجه همين استقبال واقعى و پرحرارت ! بود كه آخرين سرباز روسى، پس از عبور از سرحد افغانستان (مورخ 25 دلو 1367 مطابق 15 فبرورى 1988 ) ديگر رغبت ديدن به عقب را نداشت و فرمانده قطعات سرخ، جنرال (بوريس گروموف) در آن هنگام اعلان داشت كه: شوروى بار ديگر اشتباه تاريخى اعزام قوا به افغانستان و يا كدام كشور ديگرى را تكرار نخواهد كرد” اگر واقعا” خروج قواى شوروى صرف با گلباران و اهداى دسته ها و حمايل گل به آنان در كابل صورت مى گرفت و در مسير راه بازگشت به كشور شان، مرمى هاى آتشزاى مجاهدين از كنار گوش شان نمى گذشت و بدرقه راهشان نمى شد، شايد به اظهار جمله فوق ضرورتى احساس نمىكردند.

روزيكه خبر اخراج قواى روسى از افغانستان از امواج رسانه هاى خبرى جهان اعلان گرديد و گفته شد كه آخرين سرباز روسى از سرحد مشترك بسوى شوروى عبور كرد، براى من حالت عجيبى دست داد، سجده شكر اداكردم، چند ركعت نماز خواندم، در طول همان روز اشكهايم بى اختيار از چشمانم جارى بود، اين اشكريزى نه سرشك خوشحالى بود و نه هم سرشك ياد پدر و برادران و همسنگران شهيدم ونه هم سرشك اين آرمان كه كاش شهيدان ما زنده مى بودند و به چشم سر اين صحنه زيباى پيروزى را تماشا مىكردند، بلكه اين سرشك، سرشك احساس شكر در برابر رحمت وسيع و بىپايان پروردگار رحمان بود، من تحقق آن آرمان بزرگ را با حضور ذهنى كامل و با تمام مشاعر وجودم نظاره كردم كه براى بسيارى از مردم ناممكن جلوه مىكرد، مگر قلب من همواره گواهى ميداد كه به اين آرمان حتما”نائل خواهيم شد. اين گواهى آگنده از اطمينان خود را هميشه در كنفرانس ها، سخنرانى ها و نوشته ها به اين عبارت بازگو مىكردم كه قواى روسى از كشورما حتما” به اخراج وادار مى شوند. در آنروز(25ـ دلو 1367) همان گواهى هاى مكرر دل و دماغم مصداق عينى پيدا كرد.

طفل خرد سالىبودم كه شنيدم دو امپراطورى بزرگ روم و فارس بدست پيامبر(ع) سرنگون گرديدند، از همان روز اين دعا را آغاز كردم وهمواره بعد از هر نمازى تكرار مىكردم كه خداوندا! زوال روس و امريكا را بمن بنما و توفيق عنايت كن تا نقش مؤثرى در زوال آنها داشته باشم، امروز شاهد اجابت و تحقق يك بخش دعاى ديرينه و هميشگى ام بودم، به اين خاطر اشك شكر از ديده هايم جارى بود. انتظارم اين است كه خداى مجيب الدعوات بخش دوم دعايم را نيز تحقق بخشد.

 

ادامه دارد …

 

اداره ناشر: نهضت

www.nuhzat.com

موضوعات مشابه

جواب دهید

Back to top button