تاریخیسلایدرسیاسیمطالب مهمنوشته ها

دسایس پنهان چهره های عریان – قسمت ۶

از خروج قوای شوروی تا سقوط حکومت ائتلافی

 

تأخير در سقوط حكومت نجيب

 

نام کتاب: دسایس پنهان چهره های عریان

نویسنده: محترم انجنیر حکمتیار، رهبر مجاهد حزب اسلامی افغانستان

قسمت: ۶


پس از اخراج قواى روسى، انتظار همه اين بود كه رژيم نجيب بزودى سرنگون ميگردد، مگر خلاف اين توقع حكومت نجيب براى مدتى دوام كرد. بيائيد با دقت ببينيم كه دليل اين مقاومت غير منتظره همان بود كه جنرال گروموف (قوماندان عمومى قواى روس در افغانستان) ادعاكرده يا چيز ديگر ؟ جنرال گروموف در كتابش (قشون سرخ در افغانستان) مى نويسد: “وقتيكه دفاع از خوست و حراست از جلال آباد يكسال به درازا كشيد، اين حقيقت را كاملاً برملا كرد كه قواى حكومتىيى كه در كنار جزو تام هاى لشكر چهلم رزميده اند، نيروى باوركردنى است” آيا براستى نيرومندى اردوى نجيب و كمك هاى وسيع شوروى، از سقوط عاجل رژيم نجيب جلوگيرى كرد يا اينكه عوامل ديگرى درميان بود؟ عدم سقوط فورى رژيم نجيب پس از اخراج قواى روسى از افغانستان، عوامل خارجى و داخلى خاصى داشت كه مهمترين آن ها عبارت اند از:

1ـ در روز هاى حساسى كه لازم بود مجاهدين با ضربات كوبنده شان كار رژيم را يكطرفه مىكردند، متأسفانه تنظيم هاى جهادى را در بازى حكومت سازى سرگرم كردند و در شوراى مشورتى راولپندى مصروف ساختند، شورايى كه بايد از هر تنظيم 60 نفر قوماندانان و شخصيت هاى معروف گردهم آمده و پس از بحث ها و مناقشه هاى طولانى وخسته كننده، در مورد ساختار و تركيب حكومت مؤقت به توافق برسند.

2ـ امريكائى ها اصرار داشتند كه واشنگتن بايست از چگونگى حكومت مجاهدين مطمئن شود، بايد نقش محورى را در هيئت كابينه اين حكومت عناصر ملىگرا داشته باشند. پاكستانى ها بخاطر رفع تشويش واشنگتن از حاكميت گروههاى بنيادگرا، فيصله انعقاد چنان شورايى را از تنظيم هاى افغانى گرفت كه تنظيم هاى خرد و بزرگ درآن سهم مساوى داشته و اين شوراى 460 نفرى در مورد تقسيم پست هاى مهم حكومت آينده بايد به اين ترتيب فيصله كند كه هر عضو شورى حق دو رأى را داشته باشد.

تدوير اين شورى دو پىآمد محتوم و خطرناك داشت:

الف: مجاهدين را بجاى توجه به كار نظامى، در جنجال بيهوده سياسى مصروف كردند.

ب ـ در نتيجه ائتلاف ميان تنظيم هاى كوچك وغيرمؤثر، پست هاى حساس حكومت به گروه هاى خيلى ضعيف تعلق گرفت، اين مسأله بر روحيه مجاهدين تنظيم هاى مؤثر و بزرگ اثر منفى بجا گذاشت و در اكثر نقاط منتج به كاهش و سردى جنگ گرديد.

3ـ رژيم كابل قبل از خروج قواى روسى، قوت هاى پراگنده خود را از اطراف به شهر هاى مهم و نقاط حساس انتقال داد تا عمليه دفاع برايش آسانتر گردد.

عمليات بر شهرهاى بزرگ، نيازمندى هاى لازمى و ضرورى آتى را داشت:

الف: وحدت و همآهنگى عميق ميان مجاهدين و عمليات مشترك وهمزمان عليه دشمن.

ب: اسلحه ثقيل كافى.

ج: داشتن نظام مؤثر مدافعه هوايى.

د: تجارب كافى براى راه اندازى چنين عمليات.

هـ: بجاى تهاجم بر مراكز عمده نظامى دشمن، عمليات مسلسل و مؤفقانه بر چند مركز نسبتا” ضعيف.

از يك سو حكومت مؤقت ساخت راولپندى به پرستيژ مجاهدين لطمه زد و از سوى ديگرى در جنگ ناكامى به قصد فتح جلال آباد مصروف شدند. مجاهدين تا آنوقت تجربه كافىتصرف شهرهاى بزرگ را نداشتند، مزيد برآن قوماندانان پروتوكولىهمكار با روسها و رژيم كابل، نداء مخالفت با چنين جنگها را بلند كردند و رسانه هاى خبرى غرب، صداى مخالفت آنها را به پيمانه وسيع انعكاس مى دادند تا احساسات مردم را عليه جنگ برانگيزند.

4ـ امريكا و هواخواهانش نمى خواستند كه همزمان با خروج قواى روسى، حكومت نجيب سرنگون شود، زيرا در نتيجه سرنگونى رژيم، نيروهايى در كابل حاكم مى شدند كه امريكا آنها را بنياد گراهاى خطرناك تلقى مىكرد. امريكائى ها بخاطر جلوگيرى از سقوط فورى حكومت نجيب و عدم تشكيل حكومت اسلامى بدست مجاهدين به اقدامات آتى متوسل شدند:

الف: لهجه تبليغاتى آژانس هاى خبرى و مطبوعات غرب خصوصا” راديو بى بى سى و صداى امريكا بطور ناگهانى تغييركرد و بر عليه مجاهدين و به نفع رژيم نجيب به تبليغات آغاز كردند.

ب: گروهها و قوماندانان وابسته به امريكا مكلف شدند كه عمليات نظامى عليه رژيم نجيب را سد كنند و يا لا اقل از شركت در اين عمليات اجتناب نمايند، شايد در اين مقطع حرف ها و مواقف مسعود و قوماندانان همطراز او را در مخالفت با عمليات نظامى همه بخاطر داشته باشند!

ج: بايد ارسال هرنوع كمك به مجاهدين كاملا” متوقف شود و تبليغات عليه جهاد آنقدر تشديد شود كه حتى در جهان اسلام نيز همدردى هاى انفرادى با مجاهدين قطع شود.

د: ديپوهاى بزرگ اسلحه در راولپندى و نوشهره را در فاصله كوتاه زمانى منفجر كردند، با اين عمل خواستند از يكطرف راه وصول اسلحه و امكانات به مجاهدين را مسدود نمايند و از طرف ديگر احساسات مردم پاكستان را بر خلاف جنگ برانگيزند.

هـ: چون با فشارها، اخطارها و تهديدها، نتوانستند پاكستان را به تغيير موضع وادار سازند، خواستند با انفجار هواپيماى حامل مرحوم ضياءالحق و همراهان معروفش در فضاى بهاولپور، بحيات آن مرحوم خاتمه بخشند و ملت مجاهد افغان را از يك دوست صميمى محروم سازند و به هدف خود برسند. كمال سادگى و بى خبرى خواهد بود اگر كسى انفجار ذخاير اسلحه و هواپيماى مذكور را حوادث تصادفى تلقى كند.

اين جريانات بخوبى نشان ميدهد كه امريكا دوست بى اعتبار، مغرض و بى مروت است و دشمن آشتى ناپذير اسلام و مسلمانان. كسانيكه بر دوستى امريكا اعتماد مىكنند، يا بسياركودن اند و يا در قلب شان ذره اى از ايمان وجود ندارد، امريكا مزدور مى پسندد نه دوست و رفيق، مزدوريكه براى تأمين منافع امريكا به قربانى كردن خود و كشورش آماده باشد.

5ـ پس از ترور ضياءالحق ، غلام اسحاق خان بحيث رئيس جمهور پاكستان انتخاب شد. در زمان وى پاليسى پاكستان در رابطه با قضيه افغانستان بر روال سابق ادامه يافت، به اين دليل كه جنرال اسلم بيگ به حيث لوى درستيز و جنرال حميدگل، رئيس استخبارات نظامى (آى اس آى) باقيماندند و زمام امور مهم در اردو و سائر پست هاى حساس آنكشور در اختيار افرادى ماند كه از لحاظ فكرى و سليقه اى به ضياءالحق نزديك بودند. امتياز بارز جنرال ضياءالحق اين بود كه در پست هاى مهم لشكرى و كشورى پاكستان افسرانى را تعيين مىكرد كه به داشتن شخصيت اسلامى، پاك نفسى و وطن دوستى شهرت داشتند.

غلام اسحاق خان مطابق قانون اساسى پاكستان مجبور بود كه در جريان سه ماه انتخابات عمومى را برگزار نمايد. در نتيجه انتخابات، پيپلز پارتى (حزب مردم) به رهبرى خانم بى نظيربوتو آنقدر رأى بدست آورد كه توانست در ائتلاف با احزاب كوچك، حكومت تشكيل بدهد. به دليل علايق دوستانه و نزديك اين حزب با امريكا، مقامات امريكائى انتظار داشتند كه در موقف پاكستان در رابطه به قضيه افغانستان، تحول دلخواهى بميان آيد، مگر بنابر حضور جنرال اسلم بيگ، جنرال حميدگل و يكتعداد زياد رجال مؤثر ديگر در صحنه سياست پاكستان، اين توقع امريكا برآورده نشد. به اين دليل بود كه در رسانه هاى خبرى غرب، در مورد لوى درستيز و رئيس (آى اس آى) پاكستان، شاهد اين تبليغات بوديم كه گويا آنها بنيادگرا اند و در پست هاى حساس دولتى پاكستان افسرانى را توظيف كرده اند كه تمايلات بنياد گرائى دارند و از مجاهدين حمايت مىكنند. امريكا برحكام پاكستان فشار مى اورد كه اين افسران بايد هرچه زودتر تعويض شوند. در اين رابطه و ضاحت جريان خاصى را به اين سبب ضرورى ميدانم كه برخى از حقايق را برملا مىكند:

موعد تقاعد جنرال اسلم بيك فرا ميرسد، در روز هاى تعيين فرمانده جديد ارتش ، با غلام اسحاق خان رئيس جمهور پاكستان ملاقات تفصيلى اى داشتم، ضمن صحبت هاى ديگر، در رابطه به تعيين فرمانده جديد ارتش به ايشان گفتم: بگمان من اوضاع پاكستان و منطقه ايجاب مىكند كه جنرال حميدگل به اين پست گمارده شود، … كاش در پاكستان و افغانستان چون او تعداد زيادى افسران لايق و با احساس وجود ميداشت. وى (رئيس جمهور) تبسم كرد و گفت: سخن شما بجاست، اما با اين اقدام امريكائى ها بسيار حساس مى شوند!! آنها ميگويندكه جنرال حميدگل بنياد گرا است.

 

ادامه دارد …

 

اداره ناشر: نهضت

www.nuhzat.com

موضوعات مشابه

جواب دهید

Back to top button