۲۶ دلو؛ فرجام تهاجم و پیروزی ایمان بر الحاد

۲۶ دلو؛ فرجام تهاجم و پیروزی ایمان بر الحاد
نویسنده: محمد جواد عمر
در کارنامه ملت ها روزهایی ثبت می شود که حقیقت یک ملت را آشکار می سازد. ۲۶ دلو برای افغانستان چنین روزی است؛ روزی که پایان رسمی تهاجم و اشغال قشون سرخ شوروی اعلام گردید و جهان نظاره کرد که چگونه اراده یک ملت مسلمان، ماشین جنگی یک ابرقدرت را درهم شکست. این روز صرفا یادآور خروج یک قشون جنایتکار نیست، بلکه نماد پیروزی ایمان بر الحاد و مقاومت بر تجاوز است. ماجرای این حماسه از آنجا آغاز شد که کودتای هفت ثور سال ۱۳۵۷ ساختار سیاسی کشور را دگرگون کرد و کمونست های ملحد بر اریکه قدرت نشستند. آنان با اندیشه ای بیگانه از باورهای اسلامی مردم، سیاست سرکوب و تحمیل را در پیش گرفتند. علما، استادان، محصلان و شخصیت های ملی زندانی شدند. هزاران تن به شهادت رسیدند. زندان ها به شکنجه گاه مبدل گردید و مواردی از دفن دسته جمعی و زنده به گور کردن افغانهای مسلمان در حافظه تلخ مردم ثبت شد. این اقدامات ترورستی و وحشیانه اعلان جنگ آشکار با دین و هویت جامعه بود. قیام های مردمی در گوشه و کنار کشور آغاز شد. رژیم کمونستی که خود را ناتوان از مهار این خیزش می دید، از اتحاد جماهیر شوروی کمک خواست. در ششم جدی سال ۱۳۵۸ تهاجم مستقیم آغاز گردید؛ قشون سرخ شوروی با هزاران سرباز، تانک ها و طیاره جنگی بر افغانستان مظلم حمله ور گردید، مراکز حساس کشور در مدت کوتاه در اختیار نیروهای متجاوز قرار گرفت و نظام دست نشانده تحکیم گردید. این اقدام یک اشغال کامل بود، افغانستان عملا به میدان حضور نظامی یک قدرت خارجی تبدیل شد. تهاجم با بمباردمان های گسترده و عملیات های وحشیانه همراه بود؛ قراء و قصبات هدف حملات هوایی و زمینی قرار گرفت، هزاران غیر نظامی جان باختند، راه ها و زمین های زراعتی مین گذاری شد و زیربناهای اقتصادی و اجتماعی کشور به شدت متضرر گردید، کمونست های ملحد با تکیه بر حمایت قشون سرخ شوروی کوشیدند باورهای دینی مردم را تضعیف کنند، اما نتیجه برعکس شد و مقاومت گسترده تر گردید. در این مرحله؛ جهاد مردم مسلمان افغانستان ماهیت آشکار یافت؛ این جهاد پیش از هرگونه حمایت خارجی آغاز شده بود، برخلاف آنچه برخی نا خبران یا حلقات استخباراتی تبلیغ می کنند که جنگ افغانستان را صرفاً جنگ نیابتی میان شوروی و امریکا می خوانند، حقیقت تاریخی گواهی می دهد که خیزش مردم افغانستان خود جوش و برخاسته از ایمان و غیرت دینی آنان بود؛ جهاد با دست خالی آغاز شد، در بسیاری مناطق مردم با تبر، داس و ابزار ابتدایی در برابر قوای مجهز شوروی ایستادند؛ نخستین ضربه ها بر اشغالگران با کمترین امکانات وارد شد و مجاهدین به تدریج از خود دشمن سلاح و تجهیزات به غنیمت گرفتند. همین غنایم، پایه های تقویت جبهات را شکل داد. بی تردید در سال های پایانی، برخی کشورها در بخش تسلیحات به مجاهدین همکاری کردند، اما این حمایت ها زمانی صورت گرفت که مقاومت مردمی سال ها ادامه یافته و قشون سرخ شوروی در میدان جنگ گرفتار شده بود، ریشه جهاد در داخل افغانستان و در باورهای مردم نهفته بود، نه در طرح های بیرونی. آن جهاد مقدس نه معادله قدرت های جهانی بلکه تقابل میان اندیشه الحادی کمونستی و توحید بود؛ ایستادگی در برابر تهاجم ظالمانه و دفاع از دین و وطن!!
حزب اسلامی افغانستان (نهضت اسلامی)، با رهبری خردمندانه اش نقش محوری در مدیریت و رهبری مقاومت مردم افغانستان ایفا کرد؛ حزب اسلامی پیش از تهاجم نیز به دلیل مخالفت با رژیم کمونستی تحت فشار قرار داشت و بسیاری از اعضای آن زندانی یا شهید شده بودند. با آغاز اشغال، ساختار تشکیلاتی حزب اسلامی بیشتر از پیش فعال گردید و جبهات منظم در مناطق مختلف شکل گرفت، محترم انجنر حکمتیار، رهبر مدبر حزب اسلامی با تاکید بر ماهیت اعتقادی جهاد، تلاش نمود مقاومت پراکنده را در چارچوب یک حرکت منسجم هدایت کند. حزب اسلامی نه تنها در عرصه نظامی حضور گسترده داشت، بلکه در بعد فکری نیز جهاد را به عنوان دفاع مشروع از عقیده و استقلال تبیین می کرد. عملیات های متعدد در سرتاسر کشور بر کاروان های نظامی قشون سرخ شوروی، حمله بر پایگاه ها و قطع مسیرهای اکمالاتی، بخشی از فعالیت های میدانی مجاهدین بود. بسیاری از قومندانان که در سال های سخت جنگ ایستادگی کردند، در چارچوب همین نهضت اسلامی فعالیت داشتند. این مدیریت منظم سبب شد تا مقاومت از حالت واکنش های پراکنده به یک مبارزه هدفمند و دوامدار تبدیل شود. جنگ ده ساله بهای سنگینی بر ملت افغانستان تحمیل کرد؛ میلیون ها تن آواره شدند و در شرایط دشوار مهاجرت زیستند. هزاران کودک یتیم و هزاران زن بیوه گردیدند. با این همه، روح جهاد خاموش نشد. حتی در کمپ های مهاجرین نیز آموزش دینی و فرهنگی ادامه یافت و نسل تازه ای با آرمان آزادی پرورش یافت. این استمرار نشان می دهد که جهاد تنها یک نبرد نظامی نبود، بلکه حرکت عمیق اجتماعی و اعتقادی بود.
قشون سرخ شوروی که با غرور نظامی وارد افغانستان شده بود، به تدریج در باتلاق جنگ فرسایشی گرفتار شد. تلفات انسانی، فشار اقتصادی و بحران های داخلی اتحاد شوروی را به سوی تجدید نظر در سیاست خود سوق داد. عملیات های پیهم مجاهدین و ناتوانی در تثبیت کامل اوضاع، نشان داد که اشغال پایدار نیست. سرانجام تصمیم به خروج اتخاذ شد و روند عقب نشینی آغاز گردید. در ۲۶ دلو سال ۱۳۶۷ آخرین قطعات قشون سرخ شوروی از پل مرزی عبور کردند و خاک افغانستان را ترک گفتند. این روز پایان رسمی تهاجمی بود که با محاسبه قدرت آغاز شد و با شکست اراده سیاسی و اخلاقی پایان یافت. ۲۶ دلو سند پیروزی ملت مسلمان افغانستان است؛ ملتی که با دست خالی قیام کرد، از دشمن سلاح غنیمت کرد، جبهات خویش را تقویت نمود و سرانجام اشغالگران را وادار به عقب نشینی ساخت؛ امروز این روز نه تنها یادآور شکست یک قشون متجاوز، بلکه گواه زنده استقلال طلبی و ایمان مردم افغانستان است. جهاد مردم دلیر این سرزمین جنگ نیابتی نبود، بلکه فریاد یک ملت برای دفاع از توحید، کرامت و آزادی بود. این حقیقت باید در حافظه تاریخی باقی بماند تا نسل های آینده بدانند که آزادی با قربانی و استقامت به دست آمده است و پاسداری از آن نیز همان روح ایمان و وحدت را می طلبد.


