
طرز صحبت؛ نمادی از فرهنگ
نویسنده: یعقوب ایوبی
بخاطر پیشبرد امور زندگی همه ما صحبت و تبادل نظر می نماییم. گاهی اتفاق میافتد تا طرفین بخاطر نوع صحبت، هدف و سخن یکدیگر را به گونهای دیگر برداشت کنند و بعد از مدتی متوجه شوند که اشتباه کرده اند.
به نظر شما، آيا ربطی بين سخن گفتن، موفقيت و محبوبيت میبينيد؟
يك كارمند بخش تبليغات :
صحبت كردن ارتباط مستقيمی با كار دارد. اين كه چه بگويم، چه طور بگويم و يا به قول معروف از چه دروازهای وارد شوم، تا بتوانم برای موقعيت كاریام به نتيجهای دلخواه برسم .
نوع صحبت در مسوولیتی كه داریم، بسيار مهم میباشد. اين كه چگونه موارد لازم و ظريف را رعايت كنیم، يا لحن در هنگام گفتن يا خواندن مطلب با توجه به نوع و تفاوت آنها چگونه باید باشد؛ و خيلی نكات ديگری كه متأسفانه برخی افراد از آنها كاملًا بیخبر و بیاطلاع اند و فكر میكنند كه خوب صحبت کردن، خيلی آسان میباشد. به همين علت هم است كه گفتار خيلیها در حال حاضر به دل ديگران نمینشيند.
يك كارمند رهنمای معاملات :
صحبت كردن انسان، نمونه بارز شخصيت اوست. حال اين شخصيت ممكن است بنا به مقتضای پيش آمده متفاوت باشد. مثلًا یک رهنما می گوید: من از زمانیكه در رهنمای معاملات مشغول به كار شدم،فهميدم كه بايد نوع صحبت كردنم را كمی تغيير دهم . چرا ؟ برای آنكه بتوانم در دل مشتری رخنه كرده و با جذابيت كلمه و نفوذ كلام به او نشان دهم كه مكان درستی را برای يافتن ملك مورد نظر انتخاب كرده است ؟
يك فروشنده :
به نظر من حرف اول را در فروشندگی، زبان شيرين و به قول بعضیها چرب و نرم میزند. آقا و خانم هم ندارد، شما بايد طوری با مشتری صحبت كنيد كه او دست خالی از مغازه بيرون نرود. پس میبينيد كه صحبت كردن چقدر مهم است. حتی بارها شنیده ایم که: فلانی آن قدر زبان شيرين و چرب و نرمی داشت و آن قدر زيبا و در ظاهر منطقی صحبت میكرد كه تمام اطرافيانش را شيفته خود میكرد و در نهايت آنها را فريب میداد؛ تا به چيزهايی كه میخواهد برسد ! البته اين گونه افراد كه از هنر صحبت كردن در موارد منفی و ريا كارانه بهره میبرند، افراد خوبی نيستند؛ چون هنر صحبت كردن هم از آن مهارت هايی است كه بايد مقدس شمرده شود.
در عين حال ساخت و ادای جمله لحن و صوت ما به هنگام سخن گفتن و نحوه بيان و چگونهگی سخن گفتن را نيز میتوان از موارد مستقيم و مربوط به صحبت كردن دانست، چرا كه تمامی موارد ياد شده در جذب مخاطب يا مخاطبان ما نقش مهمی دارند.
ربط بين افراد از طريق صحبت دو طرفه ايجاد، حفظ و يا از هم گسيخته میشود و بدين ترتيب موجب میگردد تا راه مطمئنی برای درك چگونگی ايجاد ماندگاری و يا گسسته شدن اين ربط فراهم آيد. البته شاخههايی از علم زبان شناسی بيشتر با تاريخ يا دستور زبان و يا آرايه های نمادی زبان مربوط می شوند، اما شاخههايی در علم زبان شناسی به جامعه شناسی زبان، تحليل، سخنرانی و زبان شناسی اختصاص يافته است و بيشتر به اين توجه دارد كه مردم چگونه از زبان در امور روزانه استفاده می كنند و چگونه مردمی با فرهنگ های متفاوت از زبان، آن هم به شيوه های گوناگون بهره میگيرند .
به هرحال بايد اذعان داشت: علم زبان شناسی است كه میتواند به بشر بياموزد، چگونه میتوان امور زندگی را در اختيار گرفت و روابط با ديگران را چه در محل كار يا مهمانیها و مصاحبهها و از همه مهمتر در بين خانواده بهبود بخشيد.
فكر كنيد در يك مهمانی نشسته ايد، ناگهان احساس تنهايی میكنيد، از خود میپرسيد؟ مردم اين همه حرف مهم را از كجا میآورند كه اين چنين صمیمی و گرم با يكديگر صحبت میكنند؟ پاسخ اين است كه حرف مهمی در كار نيست؛ بلكه مردم سعی میكنند، موضوع مهمی برای صحبت کردن پيدا كنند و بعد در باره آن به گفتگو بپردازند. گفتگويی كه در واقع به واسطه آن نشان داده میشود افراد با يكديگر مرتبط اند.
گرچه ما پيوسته در سخن خود نسبت به معنای اجتماعی واكنش نشان میدهيم، اما حرف زدن در باره آن برای ما دشوار است، زيرا در فرهنگ تعاريف كلمات آن را نمیيابيم. انديشيدن، ديدن و يا حرف زدن درباره نيروها و فرايندهايی كه برای آن نامی نداريم، حتی اگر اثر شان را احساس كنيم ؛ دشوار است. علم زبان شناسی واژههایی در اختيار ما میگذارد كه فرايندهای ارتباط را توصيف میكند و در نتيجه امكان حرف زدن يا انديشيدن در باره آنها را ساده میسازد.



